Javascript DHTML Drop Down Menu Powered by dhtml-menu-builder.com

 

 

 

 

 

 

زندگینامه مرحوم  دکتر بهزادی  و  مرحوم دکتر چهرودی  اولین رؤسای نظام پزشکی بابل

 

 

به مناسبت یکصدمین سال تولد

دکتر "عبد الله بهزادی "

اولین رئیس نظام پزشکی بابل

     دکتر عبد الله بهزادی  فرزند " حسین " در سال 1294 شمسی در یک خانواده محترم در " یالرود " از مناطق زیر مجموعه  شهرستان " نور "  فعلی و "سولده گ" سابق در استان مازندران متولد شد  و در سن یازده سالگی به اتفاق خانواده اش زادگاهش را ترک کرد و راهی تهران شد تا دوره های دبستان و دبیرستان را در پایتخت بگذراند . مقطع ابتدائی را در دبستان " عنصری " و دبیرستان را در " معرفت " سپری کرد و بعد از اخذ دیپلم  در سال 1317 که مصادف بود با سال های نخستین راه اندازی دانشگاه تهران وارد دانشکده پزشکی تهران شد .

     در دوران تحصیل دانشگاهی بود که آتش جنگ بین الملل دوم ؛ بخش هائی گسترده از جهان  را فرا گرفته بود و طبیعی بود که ایران که در همسایگی یکی از کشورهای گروه متفقین بود با این که اعلام بی طرفی کرده بود نتواند  از شراره جنگی فراگیر در امان باشد .

     فضای داخل کشور یک فضای کاملا سیاسی شده بود و این فضا بر روی دانشجویان تنها دانشگاه کشور یعنی دانشگاه تهران  تاثیر گذاشته بود و بیشتر دانشجویان در کنار تحصیل دانشگاهی ؛ آموزه های سیاسی را هم از طرق مختلف کسب می کردند و خصوصا این که بعد از تبعید رضا شاه و آزادی زندانیان گروه 53 نفر ؛ حزب توده شروع به فعالیت کرد و این حزب موفق شده بود بسیاری از اقشار اقتصادی و اجتماعی و از جمله دانشجویان را  به خود جذب کند .

    مرحوم دکتر بهزادی در زمره دانشجویانی بود که جذب حزب توده شده بود تا این که موفق شد در سال 1322  درجه دکترا را دریافت کند و برای خدمات درمانی به مردم ؛ راهی بندر انزلی شد شهری که تا حدودی دامنه فعالیت حزب توده در آن شهر وسیع و گسترده بود و همین سبب شد تا گرایش او به حزب مزبور افزایش پیدا کند تا جائی که یکی از گردانندگان حزب توده در استان گیلان در آمد . ( بهاران خجسته باد ص 23 )

    دکتر در سال 1325 به  اختیار و یا بالاجبار به تهران مراجعت کرد و در کنار طبابت به فعالیت های حزبی ادامه داد تا این که در فروردین  1328 و چند ماه بعد از ترور نا فرجام محمد رضا پهلوی در 15 بهمن 1327 در دانشگاه تهران و غیر قانونی شدن حزب توده  و بازداشت گسترده منسوبین به حزب توده ؛ به اتفاق جمعی از رفقای حزبیش دستگیر شد و چند ماهی را در زندان گذراند .

     زندان چند ماهه  و غیر قانونی شدن حزب توده و......؛ سببی شد برای کاهش فعالیت حزبی  و تمرکز بیشتر به فعالیت های درمانی و پزشکی و در سال 1330 و در دوران نخست وزیری روانشاد دکتر " محمد مصدق " فرصتی پیدا کرد تا برای ادامه تحصیل به فرانسه برود .

      او که ؛ قبل از عزیمت به فرانسه ؛ بیشتر بر روی بیماران ریوی و مسلولین که در آن زمان بخشی عمده از بیماران را تشکیل می داد ند فعالیت درمانی داشت در فرانسه ؛ تحصیل در همین رشته را بر گزید و بعد از گذراندن دوره مربوطه ؛  به ایران بازگشت و ورود او به ایران در مرداد 1332 بود و چند روز بعد ؛ کودتا به وقوع پیوست و طومار تمام احزاب و فعالیت های سیاسی اپوزیسیون  در هم پیچیده شد و در آن روزها ی سیاه  حکومت کودتا ؛ بهزادی ترجیح داد تا به دیارش بر گردد و از آنجائی که بابل یک مرکز مهم درمانی در سطح استان و مخصوصا برای بیماران ریوی و مسلول بود و از طرفی  دیگر به زادگاهش نزدیک بود این شهر را بر گزید  و بعد از ورود به بابل در محله " مسجد جامع " که از محلات مرکزی و عمده  این شهر می باشد خانه ای را از " آیت الله زاده مازندرانی " اجاره کرد و در اواسطدهه 1340 همین خانه را خریداری نمود .

     او که در دوران خدمات در مانی در بیمارستان " بو علی " تهران ؛  با یکی از پرستاران بیمارستان  به نام  خانم " ملوس رضائی " ازدواج کرده بود و صاحب فرزندی نشده بود درسال های نخستین ورود به بابل غ  بیشتر گوشه عزلت  را بر گزید و اکقر اوقات فراغتش  را به مطب و مطالعات پزشکی سپری کرد و در کنارش فرصتی  برای او فراهم شد تا ذوق ادبیش شکوفا شود و به سرودن شعر بپردازد که خوشبختانه مجموعه اشعارش تحت عنوان " بهاران خجسته باد "  در سال 1393 به کوشش پزشک همشهریش جناب دکتر " علی یزدی نژاد " چاپ و منتشر شد.

  با تشکیل سازمان نظام پزشکی در کشور در سال های پایانی دهه 1340 شمسی  ؛ او بلا فاصله به اتفاق سایر پزشکان این شهر ؛ سازمان نظام پزشکی شعبه بابل را که در زمره نخستین سازمان های نظام پزشکی بود که در سطح کشور راه افتاد را افتتاح  کرد و خود او اولین رئیس نظام پزشکی بابل شد .

    مرحوم دکتر بهزادی ؛  در سال های  پایانی عمرش دچار اشتباه استراتژیک شد و بنا بر همان روحیه حزبی و علاقه به فعالیت های اجتماعی  غافل از این که دامی بود که رژیم گذشته برای او و شخصیت های خوشنام گسترانیده بود جذب حزب " ایران نوین " شد و مسئول حزب مزبور در بابل گردید و در مجلس موسسان که در اواخر دهه 1340 شمسی برای نایب السلطنه ای همسر شاه تشکیل شده بود از طرف مازندران شرکت کرد و در پی آن در سال 1350 و در دوره 23 مجلس شورای ملی از طرف بابل به مجلس رفت .

   در پایان این دوره و انتخاب نشدن برای دوره بعد که همراه با بی توجهی رژیم وقت به او بود  اگر چه  وزیر وقت ؛ حکمی صوری به عنوان مشاور وزیر برای او صادر کرده بود ؛  بر روحیه  حساس و شاعرانه او تاثیر منفی شدیدی بر جای گذاشت و بهزادی متوجه شد که رژیم گذشته از خوشنامی او سوء استفاده کرد و خواسته  بود برای یک دوره او را به مجلس فرمایشی بکشاند  . کاری که در مورد جهان پهلوان تختی خواسته بودند انجام دهند ولیکن تختی ؛ اجازه نداد خوشنامیش به  وابستگی به رژیمی بد نام فروخته شود .

     بعد از یک سال از پایان دوره بیست و سوم ؛ دکتر عبدالله بهزادی در مهر ماه 1355 و در 61 سالگی در نهایت نا باوری دوستان و نزدیگانش جان به جان آفرین تسلیم کرد و رخ در نقاب خاک کشید ودر بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد .

     دکتر بهزادی علاوه بر این که پزشکی حاذق و خدوم بود تا جائیکه نگارنده به خاطر همسایگی با او در بابل هر گز به خاطر نمی آورد از همسایه ها  و افراد مستمند و نیازمند بابت ویزیت ؛  مبلغی هر چند ناچیز دریافت کند تا جائیکه همواره تکیه کلام او بود که  : " تا چهل همسایه از دادن پول  ویزیت معاف است " . شاعری توانا بود و معروفترین شعر او " بهاران خجسته " است  که در سال 1339 شمسی در سوگ " پاتریس لومومبا " سرود و  در همان سال در مجله  " سپید و سیاه " که متعلق به یکی از بستگانش بنام دکتر " علی بهزادی " بود چاپ کرد .( بهاران خجسته باد  - ص 29 )  در سال ها بعد " کرامت الله دانشیان " هم  رزم  زنده یاد " خسرو گلسرخی " که همراه هم به چوخه اعدام سپرده شدند  شعر بهزادی را به سرودی تبدیل کرد و آهنگی دلنشین برآن ساخته شد و در بعد از پیروزی انقلاب پخش شد ( همان ماخذ – ص 31 )

    به هر کدام از اشعار و سروده های مرحوم بهزادی نظری انداخته شود دنیائی از سلامت نفس و مردم دوستی و عشق به وطن موج می زند . برای مثال در منظومه ای که در نوروز سال 1352 در سفر به مشهد ودر بارگاه امام هشتم سروده است به وضوح مشخص است .  به طوریکه در بعضی از ابیات  ین منظومه  امده است :

 بنده ام ای پیشوای دین تو فرمانم بده                                                 جان ز بی ایمانی ام فرسود ایمان بده

آرزو خواهی به جان اشفتگی ها افرید                                                           آرزومند آمدم آرامش جانم بده

بی نیازم کن که شرمم آید از دریوزگی                                                مستحقم ؛ صورت و معنای انسانم بده

هستی ام را وارهان از زشتی و اهریمنی                                     پاکی پویندگان راه یزدانم بده

دیو همزادم ؛ دریغا تا کنون پیروز بود                                        تا گریزانش کنم تعلیم قرانم بده

تا آنجا که در پایان این منظومه می گوید :

 التماس حاجتی معلوم نقض طاعت است                                                           آنچه باشد مایه آزادگی  انم بده

ای رضای حق ؛  امام دین والا همتان                                        همت خدمت به ایرانی و ایرانیم بده 

 

 

پنجاه سال خدمت به همنوع

برگرفته از دست نوشته های دکتر علی چهرودی

تنظیم از محمد تقی چهرودی

 

 

 

 

 

 

 معرفی سازمان

 قوانین و آییین نامه ها

 تعرفه های پزشکی

 تماس با ما

انجمن جراحان زنان و زایمان بابل
انجمن مامایی بابل

 

 

 

 

 

نجمن طب فیزیکی  و توانبخشی ایران

شاخه مازندران

 سایت آموزش مداوم کل

 سایت آموزش مداوم دانشگاه

علوم پزشکی بابل

 تماس با ما

دستورالعمل رئیس اداره سلامت مادران

در خصوص پیشگیری از مرگ مادر به دلیل

 سقط غیر ایمن و زایمان

سایت نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران

فهرست لیست فرآورده های تقلبی

 کاهنده وزن

اطلاعیه شماره 102 معاونت دارو  و غذا

وزارت بهداشت و درمان در مورد عوارض کشنده  سفتریاکسون

طلاعیه دفتر سلامت جمعیت،خانواده

 و مدارس در مورد مرگ مادران

بدنبال زایمان

سایت انجمن دارو سازان شهرستان بابل
   

 

 

 

    © 2011 www . Babol MC .Org   ,  Info @ Babol MC .Org      

     Powered By:   GreenBabol @ yahoo.com